أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

198

قانون ( فارسى )

اندازه خون را خارج مىكنى كه حالت بيمارى سبك‌تر شود . اما بهترين علاج خون‌گيرى در آبله رگ زدن است و از خراشيدن پوست نتيجهء بهتر مىدهد . اگر رگ بينى زده شود ، بيمار از اين خونريزى بينى بهره مىبيند و طرفهاى بالايى تن از بلاى آبله محفوظ مىمانند و اگر بيمار مبتلا به آبله كودك است ، رگ زدن بينى آسان‌تر صورت مىگيرد و كودك نيز بيشتر بهره مىبيند . اگر خون از بيمار گرفتى اما به حد كافى و لازم نبود ، بيم آن هست كه نيروى ديد بيمار آسيب بيند . همچنين اگر بيمارى بيش از حد متوقع آبله‌هايش بالا مىآيند و در بالا آمدن بر دوامند ، خون‌گيرى را كاملا انجام ندهند ، خطر براى بيمار در بر دارد . غذاى بيماران مبتلا به آبله يا حصبه بايد در مراحل نخستين پيدايش بيمارى ، غذا نوعى باشد كه نيروبخش ، بازدارندهء حالت بيمارى و خاموش كنندهء التهاب ناشى از آبله يا حصبه باشد . نبايد غذاى بيمار شكم بيمار را قبض كند و نبايد خون را غليظ و پرمايه‌تر كند . غذاى بيمار مبتلا به آبله يا حصبه از قرار زير است : آش عناب همراه تمر هندى ، آش آرد درخت خرما ( تخمهء خرماى نر ) ، آش عدس و شورباى ساده . بايد در غذاى بيمار اين مسأله را رعايت كنى كه شكم بيمار هميشه نرم باشد ؛ ازاين‌رو لازم و مصلحت است كه با اين نوع از غذاها تمر هندى و امثال آن باشد . آش كدو و خوردن هندوانه خوب است . در حقيقت بايد در سرآغاز پيدايش آبله يا حصبه ، شكم بيمار نرم و مليّن باشد و بهترين ملين سازگار با اين حالات تمر هندى است . اگر شكم بيمار - چنان كه لازم است - از تناول تمر هندى نرم و ملين نشد ، شيرخشت را با تمر هندى تجويز كن كه بيمار تناول كند ؛ امّا در اضافه كردن شيرخشت بر تمر هندى بايد احتياط لازم را به عمل آورى كه مبادا بيمار را اسهال دهد . همچنين مىتوانى ترنگبين يا آلو بخاراى خيسيده در آب را بفشرى و آبش را با تمر هندى به بيمار بدهى بخورد . اگر در حين بروز نشانى آبله رب يا شربت كادى ( كدر - كوره ) را با قرصى از قرصهاى كافور تناول كنند ، بهرهء زياد بينند . شربت شكوفهء خرما نيز در سرآغاز پيدايش آبله بسيار مفيد است . اگر حالت بيمارى از روز دوم گذشت و آبله پيدا شد ، سرما و سردى بخشيدن خطرناك است ؛ زيرا مادهء بيرون آمدنى را در درون حبس مىكند و از اينكه راه بيرون آمدن بر او بسته مىشود ، به اندامان رئيسه مىرسد و آسيب و زيانش بغرنج مىشود ؛ سبب افسردگى ، دلهره و پريشان حالى زياد مىشود و حتى امكان دارد كه بيمار را به غش كردن بكشاند . پس بر طبيب لازم است ، همين‌كه آبله سر برآورد كارى كند كه آبله‌ها بالاتر آيند و آنها كه بيرون نيامده‌اند نيز بيرون آيند و علاجهايى را به كار برد كه سوراخهاى پوست را بگشايند و راه بيرون آمدن آبله آسان شود . براى گشاد كردن مسامهاى پوست در اين حالت ، آب رازيانه ، و افشرهء كرفس